حسينقلى خان شقاقى

36

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )

اجلهء علماى عصر خود و از نسل نبيل مولانا حمد اللّه است كه يكى از مرشدين بزرگ سلاطين صفويه بود . ايشلق گرمرود را ، كه هنوز هم محل سكناى سلسلهء خانوادهء انصاريون است و در همين قريه مىباشند به تيول ابديشان مقرر داشته بودند . ايل شقاقى پس از عصيان صادق خان شقاقى عموزادهء پدرم و قتل او در زمان سلطنت فتحعلى شاه و تخته قاپو گشتن در اراضى سراب و گرمرود و هشته‌رود متفرق گشت . حاجى مهديقلى خان جد حقير كه عموى صادق خان شقاقى و پسر دوم حاجى خليفه قلى خان ايلخانى بود باوجود منفوريت و بلاصاحب بودن ايل چون يك نوع رياست بر ايل تخته‌قاپو شده داشت در قصبهء سراب سكنى گرفته بود و براى تعليم و تعلم اولادش كه حاجى ميرزا جعفر وزير شقاقى و حاجى ملا كريم ملاباشى صاحب برهان جامع و ميرزا رضا قلى خان پدرم بوده باشد هرساله شش ماه جناب غفران - مآب ميرزا سليمان را از قريهء ايشلق گرمرود به قصبهء سراب دعوت مىنمود و حضرت ميرزا سعيد كه بعدها ميرزا سعيد خان مؤتمن الملك وزير خارجه گشت و سى و دو سال وزارتش طول كشيد در خدمت پدر به سراب تشريف مىآورد و با عموها و پدرم هم‌درس و هم‌بحث بود . اين است مناسبت ميرزا رضا قلى خان پدرم با ميرزا سعيد خان مرحوم و باعث عضويت پدرم هم در وزارتخارجه اين بود كه پس از مرحوم شدن محمد شاه طاب ثراه و تغيير سلطنت و جلوس ناصر الدين شاه شهيد و پيشكارى غفران‌مآب ميرزا تقى خان اميرنظام اين پيشكار عاليمقدار كاركنان و مباشرين سلطنت سابق را به پاى حساب آوردند . از جمله يكى هم پدر اين فانى بود كه ده هزار تومان باقى محمد على بيك ناظر را كه مرحوم شده بود از پدرم كه نايب ناظر بود مطالبه مى - كردند و چون بضاعت اداى اين باقى را نداشت او را به گروس منفى داشت كه با حاجى ميرزا على مقدس ( حاجى ميرزا على مقدس از اهل تبريز پسر اسكندر بيك و پيشخدمت شاه غازى و چون خيلى زاهد و عابد بود و اطاعت امر امير ننموده و به مدرسه نرفت منفى گشت ، اين شخص خالوى مادر جناب مشير الدوله و مؤتمن الملك حاليه و پدر همان جعفر قلى خان سهام الدوله است ) در سياه‌چال بماند تا اداى باقى نمايد . ميرزا رضا قلى خان شقاقى سرابى نايب وزارت خارجه ميرزا سعيد خان انصارى مؤتمن الملك وزير خارجه